جذاب سازی مدرسه: از شعار به عمل

چند دهه پیش آلوین تافلر مولف کتاب موج سوم ما را از موج جدیدی که در راه بود آگاه کرد. اکنون سالهاست که موج دوم، کشورهای توسعه یافته را پشت سرگذاشته است، در حالی که ما هنوز سرگرم مشکلات موج دوم هستیم. نیم نگاهی به وضعیت مدارس کشورهای توسعه یافته – نه تنها ژاپن و فنلاند، بلکه اغلب این کشورها- می تواند ما را به تأملی عمیق فرو برد. تأملی که شاید چندان خوشایند نباشد ولی قابل توجه است.

از نظم و چیدمان کلاسی تا روش های تدریس و مواد آموزشی و انتظارات و اختیارات از معلم و مدیر و دانش آموز همگی نیازمند بازنگری های عمیق هستند. خودم را جای دانش آموزانی فرض میکنم که همچون برده هایی در ردیف های 2 و 3 نفره دیواربندی شده اند. دیوارهایی از همان جنس که پینک فلوید بر سینه ی آنها می کوبد و آن را فرو می ریزد؛ و قالب هایی که جنسشان از سیمان و گچ نیست بلکه از جنس تنگ نظری ها و دگم اندیشی های ما معلمان، ما مسئولین آموزش و پرورش و ما مردم ایران است.

نه هنوز نمی خواهم از فضای کلاس و مدرسه خارج شوم…. محیط جذاب آموزشی! چه واژه زیبایی! دنیایی از جذابیت را بارها و بارها از دستان دانش آموزان گرفته ام: تلفن همراه! “جای این گوشی در مدرسه نیست”. کودکی که در داخل خانه، محیطش با بازی های تلفن هوشمند، و کارتون های تلویزیون و ماهواره و خوراکی های غیرمجاز مختلف جذاب می شود و دنیایی جذاب تر در بیرون از خانه و مدرسه برایش رقم می خورد آن هم با سِیر در ناکجاآبادِ فضاهای مجازی و غیرمجازی، در پرده ای از چشمان والدین!؛ جذاب کردن مدرسه و کلاس برای چنین دانش آموزی کمی دشوار است. کمی دشوار اما ممکن؛ زمانی که از دانش آموزم این جمله را می شنوم: آقا ای کاش می شد پنجشنبه هم به مدرسه بیاییم – اما کمی احتیاط می کنم و اشک در چشمانم حلقه می زند. آخر پدرش  یکی دو سال پیش فوت شده است. اما همین که توانسته ام همراه معلمی، برای شاگردانم اندکی هم پدری کنم برایم مایه خوشحالی است. – پس می شود؛ همچنانکه بارها از دانش آموزان چنین جملاتی شنیده ام.

بسیار می شنویم از سند تحول بنیادین آموزش و پرورش! اما تحول بنیادین آموزش و پرورش از کجا شروع می شود؟ به نظرم شروع و پایانش معلم باشد؛ و شاید در بحث حاضر ما نیز، گام اول این باشد که معلم از جذاب سازی محیط آموزشی و توانمند سازی دانش آموزان اطلاعاتی داشته باشد؛ از ماهیت، از روش ها و از نوع اقداماتی که باید اجرا شوند. اما فکر نمی کنم این آماده سازی اطلاعاتی و البته نگرشی معلمان با دوره های ساعتی LTMS یا کارگاه های منطقه ای و محلی میسر باشد.

واقعیت دیگری وجود دارد و آن هم حجم زیاد کتابهای درسی است. حجم کتاب های درسی به گونه ای است که جای کمی برای خلاقیت معلم باقی می گذارد. با وجود مطالب حجیم کتاب که آموزش همه ی آن الزامی است، معلم و شاگرد قدرت مانوری برای بسط یک مطلب درسی ندارند؛ بسطی که می تواند منجر به یادگیری عمیق تر شود و در کنار آن، به فعالیت و نظر دانش آموز ارج نهاده شود و نتیجه این دو چیزی جز تعلق خاطر به یادگیری و محیط آموزشی نخواهد بود. مگر نه این است که دانش آموزان علاقه مند به ابراز خود هستند و لحظه به لحظه که معلم سخن می گوید دست های کوچکشان خواسته و ناخواسته بالاست تا فرصتی از معلم بگیرند و حرف خود را بزنند؛ پس فضا و فرصت را فراهم کنیم.

واقعیت این است که نگاه تک بعدی به هیچ امر آموزشی کارساز نیست و نتیجه ی چنین نگاهی چیزی جز ظاهر سازی و بَزک های رنگارنگ کلاس از بادکنک و نقاشی و جوایز و … نخواهد بود. فرصتی بود که ما هم دستمان را بالا بیاوریم و پاره ای از حرف دلمان را با دلسوزان آموزش و پرورش شریک شویم.

امید حضرتی

تاریخ انتشار مقاله: 30 اذر ماه 1396

مطلب پیشنهادی

بازخوردها و سوالات دوره مهارت های ارتقایی

بازخوردها و سوالات دوره ضمن خدمت مهارت های ارتقایی آموزش و پرورش برای مشاهده بازخوردها …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *